السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1004
تعليقات نقض ( فارسى )
همانا در اين قصّه تأييد هست * به آنچه ز عترت رسيده بدست نوشتند مردان صاحب نظر * ز قول امامان اثنا عشر كه هر كس كه بر ما ثنا مىكند * مسلّم برايش بنا مىكند خدايش بپاداش شعرى كه هشت « 1 » * بهر بيت يك بيت اندر بهشت « 2 » بنقل كتب تا توانستهام * ز فردوسى اين قدر دانستهام كه دارندهء نور حبّ عليست * ستايندهء خاكپاى وليست نبشته است بر دل به حكم قدير * تولّاى مولاى اهل غدير « همينش بس از كردگار مجيد » * كه دستش بدامان حيدر رسيد نه چندان بديهى است اين مدّعا * كه محتاج باشد بنصب گوا شهيد سوم قاضى تسترى * كه بادا بجنّت روانش طرى چو در فحص احوال او بوده است * كمالات او درج فرموده است برو در « مجالس » « 3 » بيفكن نظر * بدست آورى تا ازين رشته سر هزار و سه صد بد سه و ده سنين * ز هجرت ؛ دوم روز از فرودين كه در بحر انديشه شد غوطهور * محدّث نمود اين درر تا بدر - 2 - فخرى جرجانى ( ص 231 ؛ س 12 ) اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « و فخرى جرجانى شاعى بوده است » .
--> ( 1 ) - « هشت » ماضى است از مصدر هشتن ( بكسر اول و فتح ثالث ) بمعنى گذاشتن و رها كردن و ترك نمودن . ( 2 ) - مأخوذ از مضمون حديث معروفى است كه ابن بابويه ( ره ) آن را در عيون الاخبار به اين عبارت نقل كرده : « قال أبو عبد اللّه ( ع ) : من قال فينا بيت شعر بنى اللّه له بيتا فى الجنة » يعنى : هر كه در حق ما شعرى گويد خدا برايش در بهشت خانهاى مىسازد ، و شعر نظر باطلاق لفظش هر دو را از منقبت و مرثيت شامل است يعنى شعر خواه مدح باشد و خواه رثاء . و سند آن چنين است : « أحمد بن جعفر بن زياد الهمدانى عن على عن أبيه عن ابن أبى عمير عن عبد اللّه بن الفضل الهاشمى قال ( قال : تا آخر عبارت بالا ) . و اين حديث نظايرى از جهت مضمون نيز دارد طالب آن بسابع بحار بباب « فضل انشاد الشعر فى مدحهم - عليهم السلام » رجوع كند ( ص 330 چاپ امين الضرب ) . ( 3 ) - مراد مجالس المؤمنين است تأليف شهيد سوم قاضى نور اللّه شوشترى ( ره ) .